محمد مصدق (۲۹ اردیبهشت یا ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ تهران - ۱۴ اسفند ۱۳۴۵)۱۲ سیاست‌مدار، حقوقدان، نمایندهٔ چند دوره مجلس شورای ملی، و نخست‌وزیر ایران در سال‌های ۱۳۳۰ (۲۸ آوریل ۱۹۵۱) تا ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳) بود. او پس از ترور سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا و نخست‌وزیری کوتاه‌مدت حسین علاء به نخست‌وزیری رسید. وی رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران شناخته می‌شود، چراکه تا پیش از آن نفت ایران زیر سلطهٔ دولت بریتانیا از طریق «شرکت نفت ایران و انگلیس» (وابسته به شرکت بریتیش پترولیوم یا به اختصار BP) اداره می‌شد. مصدق پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، در دادگاه نظامی محاکمه شد و علی‌رغم دفاعیهٔ مستندی که از کارها و دیدگاه‌های خود ارائه کرد، به سه سال زندان محکوم شد. پس از تحمل سه سال زندان، به دستور محمدرضا پهلوی، دکتر مصدق به ملک خود در قلعه احمدآباد (مصدق) تبعید شد و تا پایان زندگی زیر نظارت شدید دولت در انزوا زیست؛ تا این که سرانجام در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ بر اثر بیماری سرطان در ۸۴ سالگی چشم از جهان فروبست.۳ محمد مصدق چهره آزادی خواه پرشور و استعمارستیزی بود که بر کشورهای خاور میانه همچون مصر و لیبی تأثیر گذاشت. او نخستین دولتمرد خاور میانه بود که با اجرایی کردن اندیشه ملی شدن صنعت نفت پرچم مبارزه اقتصادی با قدرت‌های استعماری را برافراشت. از این رو در کشوهای خاورمیانه از او به عنوان «زعیم الشرق» یاد می شد و حتی عبدالناصر خیابانی را در قاهره به نام محمد مصدق نهاد که اکنون نیز به این نام خوانده می شود.۴ به هرحال او به طرق مختلف سرمشقی برای ملی گرایان خاورمیانه همچون جمال عبدالناصر بو آغاز زندگی و جوانی کودکی محمد مصدق میانسالی محمد مصدق محمد مصدق در بهار سال ۱۲۶۱ شمسی در یک خانوادهٔ اشرافی و بانفوذ دیوانی در دورهٔ قاجاریه، در محلهٔ سنگلج در تهران به دنیا آمد.در مورد تاریخ دقیق زادروز وی، اختلاف نظر هست و این مسئله‌ای از زمان حیات وی تا امروز وجود داشته؛ با این حال در بیشتر منابع، ۲۹ اردیبهشت، ۳۱ اردیبهشت و ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ ذکر شده‌است. پدرش میرزا هدایت الله آشتیانی وزیر دفتر ناصرالدین شاه از خاندان مستوفیان و اولاد میرزا_محسن_آشتیانی بود و مادرش شاهزاده نجم السلطنه بنیان‌گذار بیمارستان نجمیه تهران نوه عباس میرزا ولیعهد قاجار و نایب‌السلطنه ایران بود. به عبارتی مادرش دخترعموی ناصرالدین شاه، دختر شاهزاده فیروز میرزا نصرت الدوله بود. در ۱۶ اسفند ۱۲۶۴، فیروز میرزا نصرت‌الدوله که پدربزرگ مادری محمد مصدق بوده درمی‌گذرد. چنانچه در آن دوره مرسوم بوده هرگاه یکی از حقوق بگیران دولت درمی‌گذشت دوسوم حقوق او به بازماندگان می‌رسید و به همین سبب حقوق ۱۲۰ تومانی وی، به میرزا محمد که از سوی مادر، نوه فیروز میرزا به حساب می‌آمد تعلق گرفت. خود مصدق می‌نویسد: «هیچ حقوقی یا اضافه حقوقی داده نمی‌شد مگر اینکه پیشتر محل آن تعیین شده باشد و محل حقوق جدید به این روش معمولاً یک سوم متوفیات بود. به این طریق که هر کسی از دنیا می‌رفت اگر وارثی داشت یک سوم از حقوق او و الا تمام آن در اختیار دولت قرار می‌گرفت که به هر کس می‌خواست می‌داد...»۱۹ در سال ۱۲۷۰ شمسی، پدر میرزا محمد(میرزا هدایت‌الله وزیر دفتر) از ناصرالدین شاه درخواست کرد که میرزا محمد (مصدق) ۹ ساله در ردیف مستوفیان زبردست قرار گیرد و در فهرست حقوق‌بگیران درآید و ناصرالدین شاه آن را پذیرفت.۲۰ در تاریخ ۱ شهریور ۱۲۷۱ خورشیدی پدرمیرزا محمد درگذشت. پسر بزرگش میرزا حسین (از دختر مستوفی الممالک) که سال‌ها به دلیل بیماری میرزا هدایت الله وظایف دفتر شاه را به عهده داشت، رسماً به این سمت منصوب شد. میرزا علی و میرزا محمد، پسران دیگر میرزا هدایت الله به ترتیب «موثق السلطنه» و «مصدق السلطنه» لقب گرفتند.۲ در همین زمان دو سوم حقوق دوران خدمت میرزا هدایت الله وزیر دفتر بین باز ماندگانش تقسیم شد و به مصدق السلطنه رسید..."۲۱ از تاریخ ۱۶ دی ۱۲۷۳ تا ۸ اردیبهشت ۱۲۷۴، مظفرالدین میرزا ولیعهد که به رسم معمول دورهٔ قاجار، فرمانروای آذربایجان بود و در تبریز زندگی می‌کرد به همراه اطرافیان، به تهران سفر کرد و این ۱۱۲ روز را در منزل داماد خودعبدالحسین میرزا فرمانفرما (دایی مصدق) به سر برد. نجم السلطنه با میرزا فضل‌الله خان وکیل الملک،منشی باشی ولیعهد ازدواج می‌کند و در بهار ۱۲۷۴ خورشیدی به همراه شوهر خود و مصدق از تهران به تبریز جا به جا می‌شود. مصدق بیش از یک سال در تبریز زندگی کرد و آشنایی او به زبان آذری در این دوران بود. در سال ۱۲۷۵ مظفرالدین شاه پس از قتل پدرش ناصرالدین شاه تاجگذاری می‌کند. پس از این ماجرا تمامی افرادی که در دربار ولیعهد در تبریز بودند به تهران نقل مکان می‌کنند. در همان سال ۱۲۷۵ عبدالحسین میرزا فرمانفرما علیه علی‌اصغرخان اتابک معروف به امین‌السلطان، اتابک اعظم نخست وزیر، توطئه کرد و چهار ماه پس از به تخت نشستن مظفرالدین شاه با دسیسه اتابک را کنار زدند و پس از آن، کشور بدون صدر اعظم و با زعامت چهار وزیر به شمول وزیر داخله مخبرالدوله؛ وزیر جنگ فرمانفرما؛ وزیر خارجه مشیرالدوله؛ و وزیر مالیه نظام‌الملک اداره گردید و میرزا فضل الله خان وکیل‌الملک، منشی مخصوص شاه، فرمان استیفای خراسان را به نام میرزا محمد خان مصدق‌السلطنه صادر می‌کند.۲۲۲۳۲ ازدواج سال ۱۲۸۰ خورشیدی، مصدق که در آن زمان ۱۹ سال داشت زهرا دختر میرزا زین‌العابدین تهرانی سومین امام جمعه تهران را به همسری اختیار کرد. زهرا ابتدا ملقب به شمس‌السلطنه بود. پس از مرگ مادر زن مصدق، دختر ناصرالدین شاه که لقب ضیاالسلطنه را داشت، این لقب به دخترش زهرا که همسر مصدق بود داده شد. ازدواج این دو ۶۴ سال تا پایان زندگانی اشان ادامه یافت..۲۴ این زوج دو پسر به نامهای احمد و غلامحسین و سه دختر به نامهای منصوره و ضیااشرف و خدیجه به دنیا آوردند. انقلاب مشروطه دکتر مصدق در کنار غلامحسین صدیقی نوشتار(های) وابسته: تحصن شاه‌عبدالعظیم (۱۲۸۴) در بهمن ماه ۱۲۸۲ خورشیدی پیمان جدیدی بین ایران و روس بسته شد که بسیار به زیان بازرگانان و بازاریان بود. در تحصن شاه‌عبدالعظیم (۱۲۸۴) در ۵ اردیبهشت ۱۲۸۴ بازاریان تهران بازار را بستند و به شاه عبدالعظیم رفتند و بست نشستند و در خواست بنیاد کردن عدالت خانه در سراسر ایران را کردند.۲۵ این بست نشتن در شاه عبد العظیم و ادامه فشارها و اعتراض‌ها به انقلاب مشروطه منتهی شد تا این که مظفرالدین شاه فرمان مشروطه را در ۱۳ امرداد ۱۲۸۵ صادر کرد تا همه پرسی تشکیل مجلس شورای ملی و نوشتن قانون اساسی بر اساس خواست ملت ایران انجام بیابد.۲۶ به گفته دکتر مصدق در دوره مشروطه «کلمه مستوفی و دزد مترادف شده بود».۲۷ مصدق السلطنه نیز زیر فشار و انتقاد قرار گرفت.۲۸ محمد علی شاه در تاریخ ۲۹ دی ۱۲۸۵ تاجگذاری کرد. در تاریخ ۱۵ دسامبر ۱۹۰۷ بین محمد علی شاه و مجلس شورای ملی جدال شد زیرا مجلس حقوق وی را کم کرد و دیگر تصویب نکرد که وی برای هزینه‌های شخصی از دولت روسیه وام بگیرد. در عوض روسیه برای براندازی مشروطه محرمانه به او وام داد و محمد علی شاه جواهرات و مروارید ثروت ایران را گرو گذاشت.۲۹ مجلس شورای کبرای دولتی محمد مصدق، در دوران‌ استبداد صغیر، در زمره‌ی‌ فعال‌ترین‌ طرفداران‌ محمد علی‌شاه‌ قاجار قرار داشته‌ تا جایی‌ که‌ به‌اعتراف‌ خودش‌، هر روز صبح‌ با این‌ پادشاه‌ ملاقات‌ می‌کرده‌ است‌. چندی‌ بعد از به‌ توپ‌ بسته‌ شدن‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌، محمد علی‌شاه‌ مجلسی‌ به‌ نام‌ «مجلس‌ شورای‌ کبرای‌ دولتی‌» تشکیل‌ داده‌ و شخصاً تعدادی‌ از سرسخت‌ ترین‌ طرفداران‌ خود را به‌ عضویت‌ آن‌ انتخاب‌ کرده‌که‌ یکی‌ از آنان‌ محمد مصدق بوده‌ است‌. کسروی‌ راجع‌ به‌ این‌ اقدام‌ چنین‌ نوشته‌ است‌: «محمد علی‌شاه‌... با فهم‌ و اندیشه‌ی‌ کوتاه‌ خود بر آن‌ شد که‌مجلسی‌ به‌ نام‌ مجلس‌ شورای‌ کبرای‌ دولتی‌ از درباریان‌ و اعیان‌ و بازرگانان‌ پدید آورد که‌ در دربار بنشینند و در کارهای‌ دولتی‌ به‌ سگالش‌ پردازند و این‌ خود جانشین‌ دارالشورا باشد؛ از این‌ رو پنجاه‌ تن‌ کمابیش‌ از آن‌ کسان‌ فهرست‌ کردند و به‌ هر یکی‌ نامه‌ فرستاده‌ به‌ باشندگی‌ در آن‌ مجلس‌ خواندند که‌ روز شنبه‌ هفتم آذر ۱۲۸۷ (۴ ذیقعده‌) ۱۳۲۶ که‌ روز گشایش‌ آن ‌مجلس‌ خواستی‌ بود، به‌ دربار روند و پس‌ از هفته‌ای‌ دو روز در مجلس‌ باشند و گفت‌ و گو کنند...» نظر به‌ اینکه نام‌ محمد مصدق جزو اسامی‌ اعضای‌ این‌ مجلس‌ در روزنامه‌های‌ آن‌ زمان‌ درج‌ شده‌ بود، لذا وی‌ مجبور شده‌ است‌ که‌ به‌مناسبت‌های‌ گوناگون‌ به‌ عضویتش‌ در آن‌ مجلس‌ اعتراف‌ نماید (از جمله‌در کتاب‌ خاطرات‌ و تألمات‌ مصدق ـ صفحات‌ ۶۳ و ۶۴)... ۳۰ رها کردن شغل مستوفی در این باره مصدق به دو علت اشاره کرده‌است، او علی‌رغم احساس رضایت در سال‌های نخستین این مسؤولیت، به کسب دانسته‌ها بیش از آنچه در مکتب‌خانه‌های فراگیر درس داده می‌شد، گرایش داشت و در این میان ماجرای گله مندی یک ارباب رجوع که به گفته مصدق “حقوقی در حقش برقرار شده و از تأدیهٔ رسوم معمول خودداری می‌کرد... ” بهانه‌ای به دست امین‌السلطان اتابک اعظم صدراعظم دوران ناصری و مظفری داد تا ناراحتی درونی خود را نسبت به مصدق که می‌اندیشید با مخالفان صدراعظم ارتباط دارد، اشکار ساخته و تصمیم به برکناری او بگیرد، کاری که در عمل رخ نداد. این جریان منجر به این شد که مصدق در خانه گوشه نشینی کند و روانهٔ مدرسهٔ تازه تأسیس شدهٔ علوم سیاسی آن دوره گردید. ولی به علت ممنوعیت تحصیل مستخدمین دولت، در خانه به مطالعهٔ خصوصی پرداخت و از اساتیدی مانند شادروان شیخ محمدعلی کاشانی، میرزا عبدالرزاق خان یغابری، میرزاغلامحسین‌خان رهنما و میرزا جوادخان قریب (دیپلم مدرسهٔ سیاسی و ناظم مدرسهٔ آلمانی) بهره برد. مصدق برای رها کردن کارش دو دلیل بر می‌شمرد: یکی این بودکه از مسؤولیت کاری که داشتم خود را رها کنم تا بهتر بتوانم تحصیل کنم و دیگر اینکه چون تبلیغات علیه مستوفیان روز به روز بیشتر می‌شد. من خود را از جرگهٔ آنان خارج نمایم و علت فراوانی تبلیغات این بود که بعد از مشروطه این اندیشه در جامعه قوت گرفت که تجدید رژیم مستلزم تشکیلات نو است؛ کارمندان پیشین باید از کار خارج شوند و جای خود را به چهره‌های جدید بسپارند۳۱ برای شغل مستوفی شرایط مساعد نبود و دیگر اعتبار خود را از دست می‌داد. مصدق بر آن شد که در راه سیاست قدم بگذارد. مصدق شغل مستوفی خراسان را نزد آقا میرزا رضا گرکانی به امانت گذاشت. آقا میرزا مستوفی کردستان و ساوه بود. عبدالله مستوفی می‌نویسد «مصدق به مناسبت خصوصیتی که با برادرم آقا میرزا داشت به تقاضای خود مصدق، کار خراسان را هم ضمیمه سایر کارهای آقا میرزا گشت و فرمان و احکام آن صادر گردید».۳۲ تلاش برای نمایندگی در مجلس دوره اول محمد مصدق در بارهٔ انتخاب خود به نمایندگی اصفهان در مجلس دورهٔ اول چنین می‌نویسد:۳۳ «روزهای اول مشروطه که هنوز مشروطیت ایران نضج نگرفته بود و مقام نمایندگی حقوق نداشت و کمتر کسی داوطلب وکالت بود، برای من نیز سهل بود که مثل بعضی از همقطارانم به نمایندگی یکی از طبقات وارد مجلس بشوم و آن چیز که مانع از هر اقدام گردید نداشتن سن سی سال بود. ولی بعد که اعتبارنامه بعضی از نمایندگان کمتر از سی سال به تصویب رسید من نیز به فکر وکالت افتادم و چون در طهران محلی برای انتخابم نبود به جهات زیر داوطلب نمایندگی از شهر اصفهان شدم: از طبقه اعیان و اشراف در آن شهر کسی انتخاب نشده و محل آن خالی بود.۳۴ همسرم در اصفهان دو ملک موروثی داشت موسوم به کاج و خاتون‌آباد که این علاقه سبب شده بود با بعضی از رجال و اعیان آن شهر آشنا بشوم. شاهزاده سلطان حسین میرزا نیرالدوله حاکم اصفهان و یکی از ملاکین مهم نیشابور سال‌ها در نیشابور حکومت می‌کردو با من که مستوفی خراسان بودم ارتباط داشت. دوستان دیگری هم در تهران داشتم که می‌توانستند به من کمک بسیار بکنند، ولی غافل از آنکه در آن دوره نیز مثل ادوار بعد اعتبارنامه‌هایی که قبل از رسمی شدن مجلس مطرح شد، بدون اعتراض گذشت و اعتبارنامه من که بعد می‌خواست مطرح شود در شعبهٔ مأمور به رسیدگی مورد اعتراض قرار گرفت و میرزا جواد خان مؤتمن‌الممالک نماینده کرمان و عضو شعبه که تاریخ وفات مرحوم مرتضی‌قلی خان وکیل‌الملک والی کرمان و شوهر اول مادرم را می‌دانست چنین استدلال نمود که اگر مادرم بلافاصله پس از ۴ ماه و ۱۰ روز عدّهٔ قانونی با پدر ازدواج کرده بود و من هم نه ماه بعد از آن متولد شده بودم باز سی سال نداشتم. چون این حرف جواب نداشت صرف نظر کردم. این اعتراض که در آن دوره بر ضرر من بود در دوره شانزدهم تقنینیه سال ۱۳۲۸ شمسی به سودم تمام شد و علت این بود که در کابینه وثوق‌الدوله که هنوز قرارداد ۱۹۱۹ میلادی تصویب نشده ولی رویه کار دولت معلوم بود و من می‌خواستم از ایران بروم و در یکی از ممالک اروپا اقامت کنم احتیاج به گذرنامه داشتم که طبق تصویب‌نامه هیئت وزیران به کسانی داده می‌شد که دارای سجل احوال (شناسنامه) باشند. نظر به اینکه سال ولادتم در پشت قرآنی نوشته شده بود که در دست نبود، آن را بدون تحقیق و تشخیص اختلاف سال قمری با شمسی در کلانتری ۳ شهر تهران نوشتم که شناسنامه صادر شد، و موقع انتخابات دوره ۱۶ تقنینیه طبق آن شناسنامه از هفتاد تجاوز می‌کرد. این بود که عکس سنگ قبر مرحوم وکیل‌الملک کرمانی را که تاریخ وفاتش با تمام حروف روی آن منقور است از نجف خواستم و آن را به وزارت کشور فرستادم و با همان دلیل که مؤتمن‌الممالک ثابت کرده بود که سی سال نداشتم، ثابت کردم که سالم از هفتاد کمتر است که مورد تصدیق انجمن مرکزی انتخابات قرار گرفت و اعتبارنامه‌ام را صادر کردند.»۳۵ ادامه تحصیلات و بازگشت به ایران دوران دانشجویی دکتر مصدق در سوئیس مصدق‌السلطنه در سال ۱۲۸۷ خورشیدی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از پایان یافتن تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و به دریافت درجه دکتری در رشته حقوق در دانشگاه نوشاتل نائل آمد. موضوع پایان‌نامه دکترای وی وصیت در فقه اسلام و مذهب شیعه بود. او اولین ایرانی است که دررشته حقوق دارای مدرک دکترا می‌باشد.۳۶ نوشاتل، سوئیس، ۱۹۱۰. از چپ به راست: عباس نیکبخت، ضیاءاشرف مصدق، ابوالحسن دیبا، محمد مصدق، غلامحسین مصدق، عزت‌الله بیات، احمد مصدق تابعیت سوییس مهدی شمشیری، پژوهشگر و تاریخ نگار ۳۷می نویسد: به‌ موجب‌ قوانین‌ کشور سوییس‌، فقط‌ آن‌ عده‌ از لیسانسیه‌های‌ حقوق که‌ اهل‌ و یا تبعه‌ی‌ آن‌ کشور بوده‌اند، اجازه‌ و حق‌ داشته‌اند که‌ پس‌ ازدریافت‌ مدرک‌ لیسانس‌ برای‌ دریافت‌ پروانه‌ی‌ وکالت‌ در یک‌ وکالت‌خانه ‌به‌ کارآموزی‌ بپردازند؛ زیرا داشتن‌ پروانه‌ی‌ وکالت‌ به‌ منزله‌ی‌ اجازه‌ی‌ کار محسوب‌ می‌شده‌ و اجازه‌ی‌ کار بعنوان‌ وکیل‌ در دادگاه‌های‌ آن‌ کشور نیز فقط‌ مخصوص‌ اتباع‌ آن‌ کشور بوده‌ و هست‌. به‌ موجب‌ خاطرات‌ مصدق، تحصیل‌ تابعیت‌ سوییس‌، مستلزم‌ سه‌سال‌ اقامت‌ در سویس‌ بوده‌ و ما می‌دانیم‌ که‌ وی‌ در زمان‌ اخذ مدرک‌ لیسانس‌ هنوز این‌ شرط‌ ضروری‌ را نداشته‌ است‌ و در عین‌ حال‌ می‌دانیم‌که‌ مصدق قبل‌ از اخذ مدرک‌ دکترا، به‌عنوان‌ کارآموز وکالت‌، خدمت‌ می‌کرده‌ و در دادگاه‌ها حضور می‌یافته‌ است‌ و این‌ امر می‌رساند که‌ وی‌ قبل‌ از اخذ مدرک‌ دکترا، تابعیت‌ کشور سوییس‌ را کسب‌ کرده‌ بوده‌ است‌. مصدق جریان‌ اخذ تابعیت‌ سوییس‌ را به‌ شرح‌ زیر بیان‌ کرده‌ است‌: «... من‌ در تمام‌ مدت‌ اقامتم‌، همه‌ روزه‌ تا ظهر به‌ کارآموزی ‌مشغول‌ بودم‌ و عصرها هم‌ با یکی‌ از دانشجویان‌ هم‌دوره‌ی‌ خود به‌ ترجمه‌ی‌ تز اشتغال‌ داشتم‌. ... مدت‌ کارآموزی‌ شش‌ ماه‌ بود و من‌ نه‌ ماه‌ در آن‌ دارالوکاله‌ کارکردم‌ و در عالی‌ترین‌ دادگاه‌ نوشاتل‌ در محاکمه‌ای‌ شرکت‌ نمودم‌ و تصدیق‌نامه‌ی‌ وکالت‌ خود را به‌ شرط‌ تابعیت‌ سوییس‌ از آن‌ دادگاه‌ گرفتم‌. نظر به‌ این‌که‌ تحصیل‌ تابعیت‌ سوییس‌ مستلزم‌ ترک‌ تابعیت‌اصلی‌ نیست‌ و هر واجد شرطی‌ بدون‌ از دست‌ دادن‌ تابعیت ‌اصلی‌ می‌تواند آن‌ را تحصیل‌ کند و شرط‌ تحصیل‌ تابعیت‌ هم ‌این‌ بود که‌ درخواست‌کننده‌ مدت‌ سه‌ سال‌ در سوییس‌ اقامت‌کرده‌ و در محل‌ اقامت‌ سابقه‌ی‌ بد نداشته‌ باشد، از شهربانی ‌نوشاتل‌ تصدیق‌ گرفتم‌ و آن‌ را به‌ ضمیمه‌ی‌ درخواست‌ خود به‌ دولت‌ مرکزی‌ سوییس‌ فرستادم‌ که‌ مورد قبول‌ واقع‌ شد...» ما به‌ موجب‌ گفتار مصدق، به‌ شرح‌ فوق، فرض‌ می‌کنیم‌ که‌ تحصیل‌تابعیت‌ سوییس‌، به‌ موجب‌ قوانین‌ آن‌ کشور مستلزم‌ ترک‌ تابعیت‌ اصلی‌نبوده‌، ولی‌ مسلماً مصدق به‌ خوبی‌ می‌دانسته‌ است‌ که‌ تحصیل‌ تابعیت‌کشوری‌ بیگانه‌، برای‌ ایرانیان‌ خلاف‌ قانون‌ مدنی‌ ایران‌ بوده‌ و هست‌. به‌ موجب‌ قوانین‌ ایران‌، مصدق با داشتن‌ تابعیت‌ کشور سوییس‌ حق ‌نداشته‌ است‌ که‌ در ایران‌ وکیل‌، وزیر یا نخست‌وزیر گردد و به‌ عبارت‌دیگر وکالت‌ ایشان‌ در دوره‌های‌ ۱۴ و ۱۶ در مجلس‌ شورای‌ ملی‌ ایران‌ و نیز نخست‌وزیری‌ ایشان‌، برخلاف‌ قانون‌ بوده‌ است‌. لطفاً به‌ مواد زیر از قانون‌ مدنی‌ ایران‌ (که‌ مصوب‌ دوره‌ی‌ نهم‌ قانون‌گذاری‌، در تاریخ‌های‌ ۲۸ بهمن‌ و ۲۱ اسفند ۱۳۱۳، با اصلاحات‌بعدی‌ در تاریخ‌های‌ ۱۷ و ۱۹ و ۲۰ فروردین‌ ۱۳۱۴ است‌ و حداقل‌ تا پایان ‌سلطنت‌ محمدرضا شاه پهلوی معتبر بوده‌) توجه‌ فرمایید: ماده‌ی‌ ۹۸۸ ـ اتباع‌ ایران‌ نمی‌توانند تبعیت‌ خود را ترک‌ کنند، مگر به‌ شرایط‌ زیر: ۱ـ به‌ سن‌ ۲۵ سال‌ تمام‌ رسیده‌ باشند. ۲ـ هیئت‌ وزرا خروج‌ از تابعیت‌ آنان‌ را اجازه‌ دهد. ۳ـ قبلاً تعهد نمایند که‌ در ظرف‌ یک‌ سال‌ از تاریخ‌ ترک‌ تابعیت‌، حقوق خود را بر اموال‌ غیرمنقول‌ که‌ در ایران‌ دارا می‌باشند و یا ممکن‌ است‌ بالوراثه‌ دارا شوند ولو قوانین‌ ایران‌ اجازه‌ی‌ تملک‌آن‌ را به‌ اتباع‌ خارجه‌ بدهد، به‌ نحوی‌ از انحا به‌ اتباع‌ ایرانی‌ منتقل‌کنند. زوجه‌ و اطفال‌ کسی‌ که‌ بر طبق‌ این‌ ماده‌ ترک‌ تابعیت‌ می‌نمایند، اعم‌ از این‌که‌ اطفال‌ مزبور صغیر یا کبیر باشند، از تبعیت‌ ایرانی‌خارج‌ نمی‌گردند مگر این‌که‌ اجازه‌ی‌ هیئت‌ وزرا شامل‌ آن‌ها هم‌باشد. ۴ـ خدمت‌ تحت‌السلاح‌ خود را انجام‌ داده‌ باشند. ماده‌ی‌ ۹۸۹ ـ هر تبعه‌ی‌ ایرانی‌ که‌ بدون‌ رعایت‌ مقررات‌ قانونی ‌بعد از تاریخ‌ ۱۲۸۰ شمسی‌ تابعیت‌ خارجی‌ تحصیل‌ کرده‌ باشد، تبعیت‌ خارجی‌ او کان‌ لم‌ یکن‌ بوده‌ و تبعه‌ی‌ ایران‌ شناخته‌ می‌شود؛ ولی‌ در عین‌ حال‌ کلیه‌ی‌ اموال‌ غیرمنقوله‌ی‌ او با نظارت‌ مدعی‌العموم‌ محل‌ به‌ فروش‌ رسیده‌ و پس‌ از وضع‌ مخارج‌ فروش‌ قیمت‌ آن‌ به‌ او داده‌ خواهد شد و به‌ علاوه‌ از اشتغال‌ به‌ وزارت‌ و معاونت‌ وزارت‌ و عضویت‌ مجالس‌ مقننه‌ و انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌ و بلدی‌ و هرگونه‌ مشاغل‌ دولتی‌محروم‌ خواهد بود.» با این‌ ترتیب‌ معلوم‌ نیست‌ که‌ اگر بخواهند به‌ حساب‌ دوران‌ نخست‌وزیری‌ آقای‌ مصدق رسیدگی‌ کنند، تکلیف‌ آنهمه‌ حکم‌ و لوایح‌ که‌ توسط‌ این‌ نخست‌وزیر غیرقانونی‌ تصویب‌ و صادر شده‌ بوده‌ است‌، چه‌ خواهد بود؟ ۳۸ ۳۹ فعالیت های علمی مصدق در سال ۱۲۹۳خورشیدی به ایران بازگشت و به درخواست دکتر ولی الله خان نصر به تدریس در مدرسهٔ علوم سیاسی تهران پرداخت. در همین زمان هم به تألیف و نشر آثاری همچون کاپیتولاسیون و ایران، دستور در محاکم حقوقی، شرکت‌های سهامی در اروپا پرداخت و در نشر مجله حقوقی- اقتصادی علمی با شیخ محمدعلی طهرانی (کاتوزیان) و عده ای دیگر چون امیر سهام الدین غغاری و محمدعلی سالار معظم مافی و یحیی خان اعتماد الدوله قراگزلو و صالح لقمان و فیروز میرزا نصرت الدوله همکاری کرد. این مجله به مدت یک سال منتشر گردید. والی‌گری و وزارت نهضت ملی‌شدن نفت دربار محمدرضاشاه پهلوی ثریا اسفندیاری اشرف پهلوی تاج‌الملوک نخست‌وزیران محمدعلی فروغی علی سهیلی احمد قوام محمد ساعد مرتضی قلی بیات ابراهیم حکیمی صدرالاشراف عبد الحسین هژیر علی منصور حاجیعلی رزم‌آرا حسین علاء احمد قوام محمد مصدق فضل‌الله زاهدی حسین علا منوچهر اقبال علی امینی چهره های مهم محمد مصدق آیت‌الله کاشانی آیت‌الله بهبهانی محسن پزشکپور محمدرضا عاملی تهرانی نواب صفوی احمد کسروی کریم سنجابی علی شایگان حسین مکی عباس خلیلی اللهیار صالح داریوش فروهر سرتیپ افشارطوس حسین فاطمی احمد زیرک‌زاده کاترین لمبتون تیمور بختیار خلیل ملکی مظفر بقائی اسدالله رشیدیان اسکندر آزموده شعبان جعفری نعمت‌الله نصیری شاپور ریپورتر کرمیت روزولت نورمن شوارتسکف سیدضیاءالدین طباطبائی احزاب و گروهها سیا ام آی ۶ جبهه ملی ایران حزب پان ایرانیست حزب توده ایران حزب ملت ایران حزب ایران حزب سومکا حزب دموکرات فدائیان اسلام شرکت نفت ایران و انگلیس وقایع مهم صنعت نفت ایران ایران جنگ جهانی دوم کمیسیون مخصوص نفت ملی شدن صنعت نفت قرارداد دارسی قرارداد ۱۹۳۳ قرارداد گس-گلشائیان قرارداد کنسرسیوم رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ رویداد ۹ اسفند ۱۳۳۱ انحلال مجلس کودتای ۲۸ مرداد یک سال بعد برای مدتی به عضویت حزب اعتدال و سپس حزب دموکرات درآمد. و در آبان ماه همین سال به عضویت کمیسیون تطبیق حوالجات (جانشین دیوان محاسبات) از طرف مجلس سوم به مدت ۲ سال‌انتخاب شد.۴۰ بازگشت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. مصدق‌السلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفی‌گری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد. نزدیک چهارده ماه در کابینه‌های مختلف این سمت را نگه داشت. در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه (مشار الملک) از معاونت وزارت مالیه استعفا داد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله به اروپا رفت. در این دوران قرارداد ۱۹۱۹ به امضای وثوق‌الدوله رسید و مخالفت گسترده آزادی‌خواهان ایرانی با آن شروع شد. دکتر مصدق نیز در اروپا به انتشار نامه‌هاو مقاله‌هائی در مخالفت با این قرارداد اقدام کرد. اندکی بعد مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخست‌وزیری انتخاب شد، او را برای تصدی وزارت عدلیه(دادگستری) به ایران دعوت کرد. در بازگشت به ایران از راه بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب درخواست محترمین فارس عریضه‌ای به تهران برد و در تهران به والیگری (استانداری) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در این مقام ماند. پس از کودتای سوم اسفند با نگارش مقالات و سخنرانی در میان رجال به مخالفت با این کودتا پرداخت. دکتر مصدق دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت و برای مصون ماندن از تعرض کودتاچیان به ایل بختیاری پناه برد و تا پایان سقوط کابینه سید ضیاء مهمان خوانین بختیاری باقی‌ماند. هنوز مدت زیادی از توقف دکتر مصدق در دهکرد نگذشته بود که کابینه سید ضیاءالدین سقوط کرد. با سقوط کابینه سید ضیاء، قوام السلطنه به نخست وزیری رسید و مأمور تشکیل کابینه شد و دکتر مصدق را به وزارت مالیه (دارائی) انتخاب کرد.۴۱ با سقوط دولت قوام السلطنه و روی کار آمدن دوباره مشیرالدوله از مصدق خواسته شد که والی آذربایجان شود. بخاطر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از دستورهایش بدستور رضاخان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد. در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسی‌ها برای دو میلیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کرده‌اند بشدت مخالفت نمود. پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با او خودداری کرد. دوره رضاشاه در سال ۱۳۰۲ مصدق کتاب حقوق پارلمانی در ایران و اروپا را تألیف کرد. دکتر مصدق در دوره پنجم و ششم مجلس شورای ملی به وکالت مردم تهران انتخاب شد. با مطرح شدن طرح انقراض سلسله قاجاریه در مجلس، او از اندک نمایندگانی بود که با این طرح مخالفت کرد. خلاصه استدلال او این بود که سردارسپه پس از این یا به موقعیتی که قانون اساسی برای پادشاه در نظر گرفته اکتفا می‌کند و کشور از خدمات او محروم می‌شود، یا تبدیل به یک حاکم مستبد خواهد شد و مشروطیت زیر سوال خواهد رفت. با انقراض پادشاهی خاندان قاجار رضا خان سردار سپه نخست وزیر وقت به شاهی رسید. با پایان مجلس ششم و آغاز پادشاهی رضاشاه دکتر مصدق به علت ادامه مخالفت با دستگاه حاکمه رضاشاه خانه نشین شد و تا سال ۱۳۱۹ در خانه شخصی‌اش زیر نظر بود و حتی از تدریس در دانشکده منع شد. در اواخر سلطنت رضاشاه پهلوی به زندان افتاد ولی پس از چند ماه با وساطت ارنست پرون (دوست ولیعهد) آزاد شد و زیر نظر در ملک خود در احمدآباد مجبور به سکونت شد.۴۲۴۳ در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران به‌وسیله نیروهای شوروی و بریتانیا، رضا شاه از پادشاهی برکنار و به آفریقای جنوبی تبعید شد و دکتر مصدق از احمدآباد به تهران برگشت .۴۴ تشکیل جبهه ملی و نهضت ملی شدن نفت سخنرانی محمد مصدق فهرست0:00 توضیحات مصدق در مورد مردم سالاری و نقش ایرانیان در نهضت ملی شدن صنعت نفت آیا مشکلی با شنیدن این پرونده دارید؟ راهنمای رسانه را ببینید. دکتر مصدق پس از شهریور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات دوره ۱۴ مجلس بار دیگر در مقام وکیل اول تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در این مجلس برای مقابله با فشار شوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران، او طرحی قانونی را به تصویب رساند که دولت از مذاکره در مورد امتیاز نفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند منع می‌شد. در انتخابات دوره ۱۵ مجلس با مداخلات قوام‌السلطنه (نخست وزیر) و شاه و ارتش، دکتر مصدق نتوانست قدم به مجلس بگذارد.۴۵ تاریخ مجلس یه روایت - موزه مجلس شورای اسلامی ایران در این دوره هدف عوامل وابسته به بریتانیا این بود که قرارداد سال ۱۹۳۳ دوره رضاشاه را به دست دولت ساعد مراغه‌ای و با تصویب مجلس تنفیذ کنند.۴۶ بر اثر فشار افکار عمومی و همچنین مساعی اقلیت چهارنفره مجلس، خصوصاً سخنرانی چندین روزه حسین مکی در مخالفت با این لایحه، مقصود انگلیسی‌ها تأمین نشد و عمر مجلس پانزدهم به‌سر رسید.۴۷ در ۱۳۲۸ دکتر مصدق و یارانش احمد ملکی (مدیر روزنامه ستاره)، دکتر محمدحسن کاویانی، دکتر کریم سنجابی، مهندس احمد زیرک زاده، عباس خلیلی (مدیر روزنامه اقدام)، عمیدی نوری (مدیر روزنامه داد)، دکتر سید علی شایگان، شمس الدین امیرعلائی، سید محمود نریمان، ارسلان خلعتبری، ابوالحسن حائری زاده، حسین مکی، مظفر بقائی، عبدالقدیر آزاد، جلالی نایینی (مدیر روزنامه کشور) و دکتر حسین فاطمی، (هنگام کودتای ۲۸ مرداد از این گروه فقط ۳ یا ۴ نفر با مصدق بودند. بقیه یا کنار رفتند و یا آشکارا علیه جنبش ملی ایران قیام کردند و به کودتا پیوستند) اقدام به پایه‌گذاری جبهه ملی ایران کردند. گسترش فعالیت‌های سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ سبب گسترش مبارزات مردم و به ویژه توجه آنان به وضع قرارداد نفت شده بود. دکتر مصدق در مجلس و بیرون از آن این جنبش را که به «نهضت ملی شدن نفت» معروف شد، هدایت می‌کرد. مصدق در دوران نخست وزیری رزم‌آرا محمد مصدق، در حال سخنرانی در دادگاه بین‌المللی لاهه در انتخابات مجلس شانزدهم ۱۳۲۸ از همان آغاز سپهبد حاجیعلی رزم‌آرا، رئیس ستاد ارتش تلاش کرد تا نیروهای نزدیک به خود را به مجلس بفرستد. مصدق و یارانش در جبهه ملی برای رویارویی با تقلب، به دربار متحصن شده و از شاه درخواست کردند تا جلوی دخالت ارتش در سیاست را بگیرد. این انتخابات با پیروزی رزم‌آرا (که بعداً با رای همین مجلس به نخست وزیری رسید) به پایان رسید. ولی با پشتیبانی سرلشکر فضل الله زاهدی (رقیب دیرینه رزم‌آرا) در مقام رئیس شهربانی و حمایت ضمنی شاه که آنزمان رزم‌آرا را دشمن درجه یک خود می‌دید، صندوقهای ساختگی آراء تهران باطل شده و در نوبت دوم انتخابات تهران، اقلیت جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق با کسب هشت کرسی از دوازده کرسی تهران به مجلس راه یافتند. در سال ۱۳۲۹ اقلیت مجلس به شدیدترین شکل به رویارویی با نخست وزیر رزم‌آرا که قصد مصالحه با انگلیس در جریان نفت را داشت، پرداخت. رزم‌آرا چنین استدلال می‌کرد که ما توان فنی در اختیار گرفتن کامل صنعت نفت را نداریم و باید به افزایش سهم ایران از سود حاصل، به پنجاه درصد رضایت دهیم. همین باعث شد تا او را به عنوان یک خائن به منافع ملی ایران معرفی کنند. در بیرون از مجلس نیز جریانهای گوناگون کشور از دربار تا اسلامگرایان تندرو ائتلافی بر ضد رزم‌آرا ایجاد کرده بودند. دکتر مصدق (۱۳۲۹) در آن دوران در مجلس و در مقام مخالفت با رزم‌آرا و انتقاد از برکناری سرلشکر زاهدی از ریاست شهربانی توسط رزم‌آرا، می‌گوید: آن روزی که ما گفتیم باید شهربانی رئیسش منفصل نشود و موازنه سیاسی برقرارباشد برای این بود که ارتش دخالت در کار مملکت نکند و ارتش برود به وظیفه نظامی و ارتشی خود عمل بکند نه اینکه ارتش رئیس شهربانی را بردارد و یک ارتشی و یک افسری را در آن جا بگذارند که به تمام معنی تابع حکم ستاد ارتش باشد. خدا شاهد است اگر ما را بکشند. پارچه پارچه بکنند، زیربار حکومت این جور اشخاص نمی‌رویم وحدانیت نیت حق خون می‌کنیم، خون می‌کنیم، می‌ریزیم، و کشته می‌شویم (باعصبانیت) اگر شما نظامی هستید من از شما نظامی‌ترم می‌کشم همینجا شما را می‌کشم. ۴۸ رزم‌آرا اگرچه لایحه قرارداد الحاقی نفت را از مجلس پس گرفت ولی مخالفت‌ها با او ادامه یافت تا اینکه در روز شانزدهم اسفند سال ۱۳۲۹ سپهبد حاجیعلی رزم‌آرا در مسجد شاه تهران کشته شد. در این باره دو روایت وجود دارد. یکی اینکه خلیل طهماسبی، که پس از دستگیری در همان لحظه خود را عبدالله موحد رستگاری معرفی کرد، این کار را کرد. فداییان اسلام، گروه اسلامگرای وابسته به نواب صفوی، که آن زمان در اتحاد با آیت الله کاشانی و جبهه ملی بود، همان روز مسئولیت آن را به عهده گرفت. او پس از تصویب قانونی در مجلس شورای ملی مبتنی بر عفو قاتل رزم آرا به پیشنهاد شمس قنات آبادی و توشیح شاه آزاد شده و پس از کودتای ۲۸ مرداد، که دوباره بازداشت شد، قتل را منکر گشت. بنابر روایت فداییان اسلام، رزم‌آرا، هیچ اختلافی با شاه نداشت و شاه دشمن ملی شدن نفت بود.۴۹۵۰۵۱ روایت دیگر آن است که اگرچه خلیل طهماسبی قصد این کار را داشت ولی در واقع گلوله او به رزم‌آرا نخورد، بلکه نخست وزیر ایران با گلوله‌ای با کالیبر بزرگ مربوط به یک اسلحه کلت کمری که تنها در اختیار ارتش بود، کشته شده‌است. و ضارب واقعی یک گروهبان ارتش بود (از محافظان رزم آرا) که با هماهنگی دربار و شخص اسدالله علم این قتل را انجام داده‌است. ،۵۲۵۳۵۴۵۵۵۶۵۷ بنابر روایت دوم، در آن مقطع، شاه مخالف رزم‌آرا بوده و از ان می‌ترسیده که رزم آرا کودتا کرده و قدرت را در دست بگیرد.۵۸ مصدق در خاطرات خود می‌گوید: قاتل رزم‌آرا هرکه بود رفع کدورت از ذهن اعلی حضرت کرد فردای قتل رزم‌آرا، روز ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ کمیسیون نفت پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را تصویب و اعلام کرد. قانون ملی شدن صنایع نفت در مجلس شورای ملی در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۲۹ و در مجلس سنا در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به تصویب رسید.۵۹ نخست وزیری دوره اول نوشتار اصلی: نخست وزیری محمد مصدق مصدق و محمدرضا پهلوی در اولین دیدار پس از نخست وزیری مصدق دکتر مصدق در کنار اعضای کابینه اولش با امضای قانون ملی شدن نفت از سوی شاه و رسمیت یافتن آن، حسین علاء که بعد از رزم‌آرا نخست وزیر شده بود، استعفا کرد. در این زمان شاه یک سیاستمدار قدیمی و آنگلوفیل به نام سید ضیاءالدین طباطبائی را نامزد نخست وزیری نمود. اما در مجلس جمال امامی نماینده طرفدار دربار در حین مذاکرات به دکتر مصدق پیشنهاد نخست وزیری می‌نماید که برخلاف دفعات پیش این بار پذیرفت. به این شرط که در همان جلسه قانون خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس به تصویب برسد.۶۰ دیدار مصدق و ترومن در کاخ سفید در سال ۱۳۳۰ دیدار مصدق از آرامگاه سربازان گمنام در ایالت ویرجینیا اولین اعضای پیشنهادی کابینه دکتر مصدق به مجلس شورای ملی عبارت بودن از (جلسه پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی): دکتر محمد مصدق (نخست‌وزیر). حکیم‌الدوله ادهم (وزیر بهداری). یوسف مشار (وزیر پست و تلگراف و تلفن). سید باقر کاظمی (وزیر امور خارجه). جواد بوشهری (وزیر راه). محمدعلی وارسته (وزیر دارایی). علی هیأت (وزیر دادگستری). فرمند (وزیر کشاورزی). سپهبد نقدی (وزیر جنگ). سرلشکر فضل الله زاهدی (وزیر کشور). امیر تیمور کلالی (وزیر کار). دکترکریم سنجابی (وزیر فرهنگ). شمس الدین امیر علائی به سمت وزیر اقتصاد ملی فضل‌الله نبیل به سمت معاونت وزارت امور خارجه دکتر سیدحسین فاطمی به سمت معاونت نخست‌وزیری همچنین افراد زیر نیز جهت خدمت در دولت فراخوانده شدند: مهندس بازرگان به سمت معاونت وزارت فرهنگ - مهندس احمد زیرک زاده به سمت معاونت وزارت اقتصاد ملی - دکتر کیا به سمت معاونت وزارت بهداری - سرلشکر وثوق به سمت معاونت وزارت جنگ - فیوضات به سمت معاونت وزارت فرهنگ - دکتر سمیعی به سمت معاونت وزارت- منصوب شد. برنامه‌های دولت هم بدین شرح به‌مجلس تقدیم گردید: متن برنامه ۱ - اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور بر طبق قانون طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورخه نهم‌اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ و تخصیص عواید حاصله از آن به تقویت بنیه اقتصادی کشور و ایجاد موجبات رفاه و آسایش عمومی. ۲ - اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی و شهرداریها. البته نظریات اصلاحی دولت منحصر به این دو ماده نیست و عجالتاً از ذکر جزئیات صرفنظر و در موقع خود لوایح ضروری را برای اصلاحات لازم تقدیم خواهد نمود و بسیار ممنون و خوشوقت خواهد شد که نمایندگان محترم مجلس شورای ملی و سنا راهنماییها و هدایتهای لازم به دولت برای‌اصلاحات بفرمایند. اساس سیاست خارجی دولت هم مبتنی بر منشور ملل متحد و تقویت این سازمان بین‌المللی و دوستی با کلیه دول و احترام متقابل نسبت به همه ملل‌می‌باشد. متن مربوطه در ویکی‌نبشته: تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر اردیبهشت ۱۳۳۰ دولت دکتر مصدق در مورخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۳۰ توانست از میان ۱۰۲ نفر عده حاضر با کسب ۹۹ رای موافق رای اعتماد مجلس را کسب نماید. متن مربوطه در ویکی‌نبشته: مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۵ اردیبهشت ۱۳۳۰ نشست ۱۴۳ این ترکیب هیات دولت تا پایان مجلس شانزدهم بارها تغییر پیدا کرد. دکتر مصدق بلافاصله پس از نخست وزیری اجرای خلع ید از انگلیسی ها را در دستور کار قرار داد. و حسین مکی و مهدی بازرگان را به این منظور به آبادان فرستاد. بیرون راندن شرکت انگلیسی باعث اعتراض دولت بریتانیا شد. با شکایت دولت انگلیس از دولت ایران در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. نتیجه به نفع ایران شد و شورای امنیت ادله ایران که این منازعه بین دولت ایران و یک شرکت بازرگانی است و نه منازعه‌ای میان دو دولت که در صلاحیت شورای امنیت باشد، را پذیرفت. در سال بعد مصدق به دادگاه لاهه رفت تا در آنجا به شکایت شرکت انگلیسی پاسخ دهد. در آن جا نیز دادگاه بین‌المللی که در راس آن یک قاضی انگلیسی به نام سر آرنولد مک نایر بود شکایت بریتانیا را وارد ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. وکالت ایران در این پرونده را دکتر هانری رولن رییس سابق مجلس سنای بلژیک بر عهده گرفت و برای این کار از دولت ایران دستمزدی دریافت نکرد. دکتر حسین علی‌آباد از دانشکده حقوق دانشگاه تهران نیز وی را در این کار همراهی می‌کرد. نطق‌های دفاعیه ایران در این دادگاه توسط دکتر مصدق ایراد شد. وی در راه بازگشت به ایران به مصر رفت و مورد استقبال نخست وزیر ملی‌گرای آن زمان مصر سعد زغلول قرار گرفت.۶۱ دولت مصدق تا آغاز تشکیل مجلس ۱۷ چندین تغییر را به خود دید. اولین تغییر انتخاب امیر علائی بجای تیمسار زاهدی پس از ۳ ماه از شروع کار کابینه بود.(۱۳ مرداد ماه ۱۳۳۰) دومین تغییر در ۱۱ مهر ماه ۱۳۳۰ انجام می‌شود: سیدباقر کاظمی به سمت کفالت نخست‌وزیری در مدت غیبت نخست‌وزیر- دکتر حسن ادهم به سمت وزیر مشاور- محمود نریمان به سمت وزیر دارایی- دکتر محمدعلی ملکی به سمت وزیر بهداری- معرفی می‌گردند. در سومین تغییر (۱۰ آذر ماه ۱۳۳۰): امیر علایی به سمت وزارت دادگستری- سپهبد یزدان‌پناه به سمت وزارت جنگ- دکتر علی امینی به سمت وزارت اقتصاد ملی- امیر تیمور به سمت وزارت کشورمعرفی شده‌اند. اخرین تغییر در دوران مجلس ۱۶ به این شرح بود: دکتر محمود حسابی به سمت وزارت فرهنگ - دکتر غلامحسین صدیقی به سمت وزارت پست وتلگراف و تلفن - فروزان به سمت کفالت وزارت دارایی - مهندس خلیل طالقانی به سمت وزارت کشاورزی معرفی شده‌اند.
ساعت : 8:30 pm | نویسنده : admin | صفحات : 1 - 16 - 17 - 18 - 19 - 20 - 21 - 22 - 23 - 24 - 25 - 26 - 27 - 28 - 29 - 30